X
تبلیغات
دل نوشته های قشنگ

دل نوشته های قشنگ

این وبلاگ کاری نو و تازه از ماست

تقییر مکان

 

سلام بجه ها

من دارم از اینجا تغیر مکان میدم به وبلاگ جدیدم

به وبلاگ جدیدم بیاین

www.ninikosholoienaz.persianblog.ir

 

من دوباره به پرشین بلاگ برگشتم 

منتظرتون هستم اونجا

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 9:31  توسط علی و غزل  | 

پرسپولیس سرور استقلاله

 

                                   به نام خدا

اهای اهای بچه ها اینجا عجب حالیه    همه هستن اما جای شما خالیه 

 

با سلام خدمت همه ی دوستای گلم.

امیدوارم حالتون خوب باشه  و نماز روزه هاتونم قبول باشه .

  امروز میخوام یه ذره از باشگاه پرسپولیس و خبر های پیرامونش بدم بهتون . البته الان داغ

داغ هستش دیگه فردا از دهن میوفته ها. نگید بعد نگفتم ها.

راستی ما رو هم اگه تونستید و وقت داشتید تو این روزا دعا کنید.ممنونم از همتون

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 21:6  توسط علی و غزل  | 

                   سلام

 

سلام خوبید بچه ها

 

از این به دبعد می خوام  این وبلاگ رو فقط در مورد پرسپولیس اپ کنم

 

فعلا بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 19:14  توسط علی و غزل  | 

افشین امپر اطور برگشت

                                   به نام خدا 

 

افشین قطبی به پرسپولیس برگشت

 

بالاخره سر مربی تیم پرسپولیس مشخص شد.........

او کسی نیست جز افشین امپراطور . خخیلی خوشحالم که افشین

برگشت ........ 

حالا در اینجا مطلبی رو از سایت پرسپولیس براتون مینویسم در همین زمینه

 

pnnc: افشين قطبي سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران شد.

به گزارش مرجع خبری سرانجام پس از هفته‌ها بلاتكليفي بر سر انتخاب و معرفي سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران، افشين قطبي سرمربي فصل پيش اين تيم، با مسوولان باشگاه پرسپوليس به توافق رسيد و رسما هدايت قهرمان ليگ هفتم را به دست گرفت.

به گفته‌ي يكي از اعضاي هيات مديره باشگاه پرسپوليس، افشين قطبي امروز در دبي قراردادش را به مدت دو سال با نماينده اين باشگاه امضا كرده است و قرار است، جمعه شنبه براي ثبت قرارداد به تهران بازگردد.

باشگاه پرسپوليس شرايط قطبي را پذيرفته و حتي تمديد قراداد برخي بازيكنان اين تيم از جمله عليرضا واحدي نيكبخت، به نظر او بستگي دارد.

بر اساس توافق انجام شده بين باشگاه   پرسپولیس و افشين قطبي،‌قرار است يك مربي برزيلي به همراه افشين پيرواني دستياران او در پرسپوليس باشند.

قطبي پيش از اين با حبيب‌ كاشاني مديرعامل سابق باشگاه پرسپوليس به توافق نرسيد و اين تيم پرطرفدار پايتخت را ترك كرد. كاشاني نيز پس از آن به دليل مشكلاتي كه در باشگاه پرسپوليس وجود داشت از سمت خود استعفا و جاي خود را به داريوش مصطفوي داد.

در حال حاضر بازيكنان تيم فوتبال پرسپوليس زير نظر افشين پيرواني مربي موقت و جديد اين تيم تمرين مي‌كنند.

حسین هدایتی عضو هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس که بصورت مستقیم با افشین قطبی گفتگو کرده بود با تایید این خبر به مرجع خبری گفت: "جلسات مفیدی را با افشین قطبی برگزار کردیم که پس از تشریح شرایط فعلی تیم فوتبال پرسپولیس وی پذیرفت که به مدت دو سال سرمربی این تیم باشد".

براساس توافقات صورت گرفته قرار است یک مربی برزیلی به نام "کوسا" که سابقه حضور در تیم ملی کره جنوبی را نیز دارد به عنوان دستیار اول قطبی به ایران بیاید.

.......................................................................................................................................

مرجع خبری پرسپولیس ( 11:00)

pnnc: وقتي افشين قطبي به محبوبيت عجيبي مي رسد

افشين قطبي متولد سوم بهمن ماه سال 1343 است. هرچند که حبيب کاشاني مدير پرسپوليس در اولين کنفرانس مطبوعاتي مشترک خودش با قطبي افشا کرد که سرمربي تيمش از سادات است و بايد او را

«
سيد افشين قطبي» صدا بزنيم. او تا دوازده سالگي در ايران بود و در سال 1355 از ايران مهاجرت کرد. عاشق فوتبال بود. براي همين اصلاً عجيب نبود که سال 1360 در يک تيم محلي در امريکا فيکس بازي کند. سابقه بازي در تيم هاي آليتاليا، آتوباهن، ولي ايگلز و فلايرز امريکا را دارد که البته هيچ کدام در ليگ سراسري امريکا حضور نداشتند. او در هجده سالگي به دانشگاه UCLA لس آنجلس رفت تا در آن مهندسي برق بخواند. هرچند که چهارسال پس از آن وقتي افشين جشن فارغ التحصيلي گرفت، سرمربي تيم دختران اين دانشگاه شده بود. سال 1367 افشين دانشگاه را ترک کرد و در مدرسه فوتبالي کار را آغاز کرد که چند سال بعد «جان اوبراين» ملي پوش امريکايي آژاکس را به فوتبال دنيا معرفي کرد. او سيزده سال در اين مدرسه فوتبال کار کرد و البته خوش شانس بود که در اين مدت با «بورا ميلوتينوويچ» آشنا شد. رفت و آمد بورا ميلوتينوويچ در اين مدرسه فوتبال باعث شد که پاي چند مربي بزرگ ديگر هم به آن مجموعه باز شود. کساني که اگر نامشان را بشنويد مي فهميد چطور پاي افشين قطبي به نيمکت تيم هاي بزرگ دنيا باز شد. پيم فربيک، گاس هيدينک و البته استيو سمپسون. قطبي در سال هايي که کنار استيو سمپسون بود ياد گرفت که مي توان از تازه ترين اختراع بشري در راه فوتبال استفاده کرد. استيو سمپسون در آن سال ها که هنوز کامپيوترهاي پيشرفته به بازار نيامده بود از کامپيوترهاي ابتدايي، براي ارتقاي آموزش و مدل سازي تاکتيک هاي فوتبال استفاده مي کرد و افشين که در کنار او کار مي کرد اين روش کار را از کسي آموخت که چند سال بعد سرمربي تيم ملي امريکا شد. قطبي تا 10 سال پيش در آن مدرسه فوتبال کار مي کرد، حضور استيو سمپسون روي نيمکت سرمربيگري تيم ملي امريکا باعث شد افشين قطبي هم در سال 1997 براي اولين بار در جايي غير از فضاي ايزوله مدرسه فوتبال کار کند. البته او روي نيمکت تيم ملي امريکا نمي نشست و تنها مسووليت داشت به ايالت هاي امريکا سر بزند تا براي تيم ملي امريکا استعداد پيدا کند. چندنفر از بازيکناني که در جام جهاني 1998 در استاديوم ژرلاند ليون با پيراهن تيم ملي امريکا با ايران بازي کردند، از سوي قطبي کشف شده بودند. شايد باور نکنيد اما قطبي روز بازي ايران - امريکا در استاديوم بوده. خودش مي گويد؛ «وقتي فهميدم ايران و امريکا در يک گروه هستند، دچار بحران احساسي شديدي شدم. براي همين از دوست خوبم بورا ميلوتينوويچ کمک خواستم. بورا به خاطر مربيگري در کشورهاي مختلف، چند بار با تيم هاي ديگر عليه تيم کشورش بازي کرده بود. بورا به من هشدار داد که به گذشته ايراني ام فکر نکنم، اما وقتي بازي آغاز شد اصلاً نتوانستم جلوي خودم را بگيرم. وقتي جواد زرينچه، توپ را براي حميد استيلي فرستاد، مي دانستم چه اتفاقي مي افتد. استيلي گل زد و من نمي دانستم که بايد چه کار کنم. گريه کنم يا هورا بکشم؟» قطبي پس از پايان مسابقات جام جهاني 1998 به آژاکس آمستردام رفت تا ويدئو تکنسين اين تيم باشد. پس از آن در گالکسي لس آنجلس و KFA کره جنوبي هم کار کرد و البته شباهت تمام کارهاي او با هم برمي گشت به اينکه هميشه دستيار دوستان قديمي خودش در مدرسه فوتبال بود
.

او در تمام اين سال ها به خاطر رفاقت با گاس هيدينک، پيم فربيک و استيو سمپسون به تناوب دستيار اين سه بود و تا پيش از اينکه در 2005 ويدئو تکنسين ادووکات در تيم ملي کره جنوبي شود، هميشه زير سايه اين سه نفر کار مي کرد. چه زماني که آناليزور «سامسونگ بلووينگز» بود، چه وقتي که دستيار سرمربي «گالکسي لس آنجلس» لقب گرفت و چه دوره يي که در تيم ملي کره جنوبي کار مي کرد. پيش از جام جهاني 2002 زماني که فدراسيون فوتبال کره جنوبي گاس هيدينک را براي سرمربيگري تيم ملي کره جنوبي انتخاب کرد، يکي از شرط هاي هيدينک حضور افشين قطبي در تيم بود. کسي که ديگر در به کار گرفتن از نرم افزار «مستر کوچ» استاد شده بود و مي توانست با اين نرم افزار معجزه کند. البته قطبي يک دوره ديگر هم اين کار را براي تيم ملي کره جنوبي انجام داد. دوره يي که با پايان جام ملت هاي 2007 آسيا به پايان رسيد. قطبي خودش اعتراف مي کند که «بورا ميلوتينوويچ بيشترين تاثير را در زندگي اش داشته». هرچند که نبايد فراموش کرد گاس هيدينک و کو آدريانز هم نقش پررنگي را در زندگي او داشتند. ولي اگر فرض را بر اين بگذاريم که افشين در اين سال ها نان مهارت در استفاده از «مستر کوچ» را مي خورد بايد اعتراف کنيم که استيو سمپسون نقش کليدي را در زندگي او بازي کرده. کسي که در سال 1996 قطبي را به دوره آموزشي «مستر کوچ» مي فرستد تا او اين تکنولوژي را به تيم ملي امريکا بياورد. البته گويا پيم فربيک هم هر کاري از دستش برآمده براي افشين قطبي کرده. چه آن دوره که فربيک دستيار گاس هيدينک در تيم ملي کره جنوبي بود و با اصرار زياد توانست گاس کبير را براي حضور در شرق آسيا مجاب کند، چه آن دوره که خود فربيک سرمربي کره جنوبي مي شود و افشين قطبي پيشرفت قابل ملاحظه يي مي کند. شايد جالب باشد بدانيد قطبي در زمان گاس هيدينک در تيم ملي کره جنوبي دستيار ششم او به حساب مي آمد و با يک پيشرفت عجيب و البته به خاطر رفاقت نزديک با فربيک زماني که او سرمربي کره جنوبي شد، دستيار دوم فربيک لقب گرفت
.

عکس يادگاري با پله


«
اين براي هر کسي روياست که حتي براي يک روز هم سرمربي تيم ملي کشورش باشد. من هم اميدوارم که پيش از بازنشستگي روزي بخت نشستن روي نيمکت ايران را داشته باشم.» اين کلمات به خوبي ثابت مي کند که افشين قطبي هم چندان عاشق رنگ سرخ نيست و بازگشت به ايران بخشي از پروژه بلندمدت او براي سرمربيگري تيم ملي است. شايد بد نباشد بدانيد که او سال گذشته چه حرف هايي را در وصف آينده خودش زده؛ «يک روز با ديک ادووکات حرف زدم. او اعتقاد داشت که زمانش رسيده تا سرمربي شوم. تصور مي کنم که پس از المپيک 2008 پکن يا حتي پس از جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي در يک تيم ملي سرمربي شوم

اين حرف هاي قطبي زماني چاپ شد که او هنوز دستيار دوم ديک ادووکات در تيم ملي کره جنوبي بود و البته حالا راحت تر مي فهميد که او چقدر عطش سرمربيگري تيم ملي ايران را دارد. اتفاقي که شايد در کوتاه مدت براي او نيفتد ولي در بلندمدت تصور آن اصلاً تصور عجيبي نيست. او کسي است که در عرض چند ماه توانسته قطب سوم را در مربيگري فوتبال ايران ابداع کند. پس از علي پروين که از سوي تماشاگران لقب «سلطان» گرفته و امير قلعه نويي که تماشاگران «ژنرال» صدايش مي زنند، حالا نوبت به او رسيده که تماشاگران لقب «امپراتور» را به او هديه بدهند. به هرحال محبوبيت او در اين زمان کوتاه کاملاً منطقي است. لهجه ايراني - امريکايي او، اينکه او در فارسي حرف زدن واژه ها را گم مي کند و اينکه وقتي لغتي را پيدا نمي کند، معادل انگليسي آن را استفاده مي کند، در جامعه ايران نشانه تجدد است. اينکه او سال ها مربي دست نيافتني فوتبال ايران بوده و الان در ايران است و اصلاً اينکه او پرسپوليس را بدون شکست در صدر جدول رده بندي مسابقات ليگ برتر نگه داشته، توجيه محبوبيت عجيب اوست. شايد اصلاً هر سرمربي ديگري هم پس از شش سال  
پرسپولیس  را در کورس قهرماني مسابقات ليگ برتر مي آورد هم محبوب مي شد ولي اينکه قطبي پتانسيل محبوبيت زيادي هم دارد، قابل کتمان نيست. شايد قلب صاف قطبي را که يک سري مصرانه موفقيت او را به آن ارتباط مي دهند هم بايد در فاکتورهاي موفقيت او به حساب آورد. به هرحال کسي نمي تواند منکر خوش شانسي او در ليگ برتر ايران باشد که اگر اين طور باشد پيروزي پرسپوليس در ثانيه هاي پاياني مسابقات را بايد چه کار کرد. قطبي مربي باهوشي است و با اينکه هنوز هيچ نمايش تاکتيکي ويژه در دوازده مسابقه ابتدايي خودش نداشته، همه تصور مي کنند الان تيم او تاکتيکي ترين تيم ليگ برتر است.
شايد باور نکنيد اما او دو سال پيش در گفت وگو با يک خبرنگار ايراني اعتراف کرده بود که ازکودکي قرمز بوده؛ « ما آن موقع تلويزيون نداشتيم اما با راديوي بزرگ خانه بازي ها را گوش مي کردم. با جوراب توپ درست مي کردم و هم صدا با گزارش بازي در خانه بازي مي کردم. تو کوچه هم هميشه دنبال توپ پلاستيکي مي دويديم. يادم هست همسايه بداخلاقي داشتيم که هر بار توپ هايمان به حياطش مي افتاد جرأت نداشتيم توپ را پس بگيريم. شايد در دوران کودکي صد تا دويست توپ در حياط خانه اش افتاده بود،» در وصف عشق قطبي به فوتبال در دوران کودکي يک روايت ديگر هم داريم؛ «يک بار وقتي بچه بودم سانتوس برزيلي به تهران آمده بود. من آن روز با پدرم به ورزشگاه رفتم. آن روز پله گل زد. بعدها به خاطر شغل پدرم فرصتي پيش آمد تا پله را از نزديک ببينم و براي او خاطره آن 5 گل را تعريف کنم. پله من را در آغوش گرفت و احساس کردم که اشک در چشمانش جمع شده. اين يکي از بهترين خاطرات عمرم است.» هرچند که گويا آن روز خاطره انگيز براي قطبي به يک عکس يادگاري او با ادسون آرانتس دوناسيمنتو ختم شده؛ عکسي که الان قطبي در وسايل شخصي خودش آن را دارد
.

بلاژويچ فارسي زبان

سام آلاردايس که از مربيان صاحب سبک و نظريه پرداز فوتبال انگليس است در مورد پيچيدگي هاي کسب موفقيت در اين عرصه ايده جالبي دارد؛ «همه چيز در مسائل فني و برتري هاي تاکتيکي خلاصه نمي شود. شما بايد در روح بازيکن نفوذ کنيد و آن را به تسخير خود درآوريد؛ آنچه جز با تسلط بر نکات ظريف روانشناسي و ارائه شخصيت و رفتار متفاوت با آنچه در جامعه مرسوم است، ممکن نمي شود.» منتقدان آلاردايس روش اين مربي را که اغلب نيمه هاي اول را از جايگاه تماشاگران نگاه مي کرد و در نيمه دوم روي نيمکت مربيگري مي نشست، نمي پسنديدند. اما همين رفتار متفاوت زمينه موفقيت و صعود بولتون به رده هاي بالاي جدول را فراهم کرد. در واقع آلاردايس به بازيکنانش قبولانده بود که چون نيمه نخست بازي را از زاويه يي متفاوت تماشا مي کند، قادر است بين دو نيمه روند مسابقه را تغيير بدهد و اينچنين بود که بولتون معمولاً به لحاظ رواني در نيمه دوم برتري هاي قابل ملاحظه يي بر حريفانش داشت.

دلايل کاميابي  
پرسپولیس  پس از مدت ها را مي توان در همين نکات غيرفني جست وجو کرد. آنها نه تنها پيچيده و مرموز بازي نمي کنند بلکه با رعايت مجموعه يي از قوانين ساده و بديهي رقباي هيجان زده را از پيش رو برمي دارند. فارغ از بحث هاي فني افشين قطبي از نظر رفتار حرفه يي براي فوتبال ايران اتفاق تازه يي است. در شيوه صحبت کردن، استيل تمرين دادن، رابطه با بازيکنان، نحوه پاسخگويي به خبرنگاران و روش برخورد با حواشي و مشکلات خصوصياتي را در قطبي مي بينيم که اصطلاحاً ايراني نيست. انتخاب مردي که هرگز تجربه قرار گرفتن در کانون توجهات به عنوان نفر اول را نداشت براي پرسپوليس ديک ريسک بزرگ محسوب مي شد اما تجربه فعاليت در کنار مربياني بزرگ و تمام حرفه يي مثل گاس هيدينک و ديک ادووکات به کمک قطبي آمد و امروز کاملاً مشخص است که بازيکنان پرسپوليس داخل زمين تا آخرين اتم انرژي شان را براي سرمربي خرج مي کنند.

افشين قطبي نمونه کميابي است؛ يک اروپايي فارسي زبان که براي انتقال مفاهيم بکر آموزش هايي که ديده است نيازي به مترجم ندارد. او را مي توان در چگونگي تزريق روحيه به بازيکنان و کانال هاي ارتباطي با تيم با ميروسلاو بلاژويچ مقايسه کرد. با اين تفاوت که قطبي مستقيماً با محيط اطرافش ارتباط برقرار مي کند اما بلاژويچ که استاد تهييج و تحريک بازيکنان بود بايد از واسطه يي به نام مترجم استفاده مي کرد. امروز پس از سپري شدن حدود يک سوم از ليگ هفتم بيش از آنکه سرمربي جديد پرسپوليس با قواعد حاکم بر فوتبال ايران همراه شده باشد، ما جذب شيوه هاي نامتعارف رفتاري و فني وي شده ايم. مايي که گمان مي کرديم بدون آگاهي از بازي هاي پشت پرده، قوانين نانوشته سياست و زد و بندها و باندبازي ها نمي توان در فوتبال ايران موفق شد و هرگز به قدرت نفوذ دانش يک مربي که ساده صحبت مي کند و صادقانه بازيکنانش را به تلاش براي کسب پيروزي دعوت مي کند، اعتقاد نداشتيم
.

ما مجيد جلالي را در ذهن داشتيم که چون اتوريته و کاراکتر لازم براي مديريت بر مجموعه يي با ويژگي هاي يک تيم فوتبال را نداشت خيلي زود نفر اول نيمکت بودن را به فراموشي سپرد و به تئوري و آناليز اکتفا کرد. ما امير قلعه نويي را مي شناختيم که در مواجهه با انتقادات از کوره در مي رفت و ادبيات نامفهوم و نامناسبي را به کار مي گرفت. يکي مثل علي پروين را به واسطه جذبه و قدرت ويرانگر چشم غره هايي که به بازيکنان مي رفت، دوست داشتيم و يکي ديگر مثل ناصر حجازي را به خاطر ظاهر آراسته و خوش پوشي هميشگي اش مي پسنديديم. براي ما افشين قطبي نمونه جديد و البته کميابي است. يک مربي فارسي زبان که در محيطي متفاوت آموزش ديده. پس طبيعي است که رفتارهاي جديدي را بروز بدهد و همه ما را مجذوب عکس العمل ها و ايده هاي متفاوتش کند

خاطره بد 24 آذر

اگر قطبي سال گذشته ذره يي به قدر الان خوش شانس بود، طلسم دوري سي ساله او از وطن يک سال زودتر شکسته مي شد. سال گذشته وقتي تيم ملي کره جنوبي براي مسابقات مقدماتي جام ملت هاي 2007 آسيا به تهران آمد، همه در انتظار بودند که افشين قطبي دستيار دوم ديک ادووکات سرمربي کره هم همراه تيم به ايران بيايد. قطبي حتي همراه کاروان تيم ملي کره جنوبي به امارات آمد ولي وقتي مي خواست سوار پرواز دوبي شود فهميد که ويزاي ورود به ايران براي او صادر نشده. لي وون جايي سخنگوي فدراسيون فوتبال کره جنوبي در آن روز گفت؛ «سفارت ايران در سئول به ما خبر داد که ويزاي قطبي صادر نشده بدون اينکه دليل خاصي براي آن ارائه کند. شايد او به دليل تابعيت امريکا از ويزاي ايران محروم شد.» هنوز پس از گذشت يک سال افشين قطبي وقتي از آن روز حرف مي زند، احساساتي مي شود؛ «بعد از اينکه فهميدم دولت ايران به من ويزا نداده خيلي نااميد شدم. در هتلي در دوبي ماندم و همه رفتند. روز بعد وقتي ايران و کره جنوبي در استاديوم آزادي با هم بازي مي کردند، حسرت مي خوردم که کاش مي توانستم براي اولين بار به ورزشگاه آزادي بروم. آن بازي را از ماهواره ديدم و بعد برگشتيم کره جنوبي

گردآوری : پیام اسکویی

 

 

به امید قهرمانی پرسپولیس در ۳ جام ........................

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 19:35  توسط علی و غزل  | 

افشین امپراطور

                                    به نام خدا

 

    افشین خداحافظی کرد

 

افشین قطبی مربی محبوب تیممون پرسپولیس با مسولان باشگاه به تفاهم ت

نرسید و برای همیشه با پرسپولیس و هوادارانش خداحافظی کرد

 

 کاشکی مسئولان تیم نگه میداشتن افشین رو .

تا حالا پرسپولیس مربی به با شخصیتی و کاربلد نداشته بود . کاشکی افشین

بمونه

 

اگه بمونه قهرمان اسیا میشیم .بی رقیب میشیم ....... اما حیف که این مربی خوب

رو از دست دادیم .خدا کنه کادر فنی جدید که احتمالا استیلی و مرزبان هست

بتونن تیم رو جمع کنن و قهرمان اسیا و ایران کنن

افشین تو برو سفر سلامت. دعای تمام هوادارا همراهته

 

  دوست داریم امپراطور قلبها

 

خداحافظ افشین

 

مرجع خبر :سایت رسمی پرسپولیس   http://www.perspolisnews.com

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 15:12  توسط علی و غزل  | 

شلام

           

                                     به نام خدا

شلام شلام شلام به همه 

 خوفید بچه ها  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

ما هم خوبیم هنوز داریم اب میکوبیم هنوز هم شعر می ریسیم 

 

خوب بگذریم

خیلی وقت هستش که اپ نکردیم  .اخه غزا خانم که همه ی وقتش رو

کارای دانشگاه گرفته  منم که یه پام اینجاس یه پام هم نمیدونم کجاس

دنبال یه لقمه نون حلال برای زن و بچه هستم.

خوب من برم کمکم بخوابم.

 

راستی ممنونم از همه ی دوستانی که میان سر میزنن و کامنت میدن و

هم اونایی که میان اما کامنت نمیدن .لطفا کامنت بدید 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:47  توسط علی و غزل  | 

سلام سال نو مبارک

                                        

                                                 به نام خدا

سلام خوبید بچه ها  سال نوی شما مبارک انشالا ۹۱ سال زنده باشید

امسال سال من هستش یعنی سال موش و امسال ۲۴ ساله می شم

انشالا امسال سال خوبی داشته باشید

برای ما که سال سال خوبی هستش و انشالا به همه ی اون چیزایی

که می خوایم میرسیم.

فعلا بای تا بعد

                   راستی اومدید وبلاگ لطفا نظر بدید

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 0:56  توسط علی و غزل  | 

عاشقانه های ما

عاشقانه ها

1.      دل تنها عضوي است كه با نگاه لمس مي شود.

2.      دل تاري است كه وقتي بشكند بهتر مي نوازد.

3.      خدا را بخوان تا خدا تو را از خواندني ها قرار دهد.

4.      غرور از فرشته شيطان ، و تواضع از خاك ، انسان مي سازد.

5.      گرفتار گناه ، اسير هر دو عالم است.

6.      حقيقت رنگ كردن مردم عينكي شدن خود است.

7.      زني كه جواهر است از جواهرات براي خويش بت نمي سازد.

8.      چشم دروغگو بيشتر از معمول پلك مي زند.

9.      مطالعه يك كتاب تجربه يك زندگيست.

10.  لبخند طاق نصرتي بر دروازه دل است.

11.  كودكان خوبند اگر خلاف كردند بزرگترها را ادب كنيد.

12.  رابطه اي كه با هوس شروع شود، با تنفر خاتمه مي يابد.

13.  چاله شكست پر است از انسان هاي تندرو.

14.  دوست جديد دنياي جديد است.

15. همه از عشق دم مي زنند اما عاشقان در سكوت مي ميرند.

16.  هر كس در هنگام شكست ها نشكند پيروز است.

17.  همه انسان ها در شهر خيال خويش اسطوره هايي منحصر به فردند.

18.  زندگي ساختني است نه گذراندني.

19.  جهان بزرگتر از آن است كه با كار تو خراب شود با گناه خود را خراب نكن.

20.  غرور انهدام است مغرور نباش.

21.  اي انسان بمان براي ساختن و نساز براي ماندن.

22.  امروز فرصتي است براي جبران ديروز و ساختن فردا.

23.  ارزانترين و زيباترين آرايش صورت لبخند است.

24.  بقا از آن خداست باور نداريد از گذشتگان بپرسيد.

25.  كسي كه هدف هاي بزرگ دارد بزرگ مي ميرد.

26.  در ميدان عشق قاتل و مقتول محبوب يكديگرند.

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 0:13  توسط علی و غزل  | 

 

یکي محبت مي کنه و يکي ناز مي کنه !

اوني که ناز مي کنه هميشه محبت مي بينه اما ......

اوني که محبت مي کنه هميشه تنهاي تنهاست........

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 6:19  توسط علی و غزل  | 

 

 

اگر غرور نبود

چشمهاي مان به جاي لبها سخن نميگفتند

و ما کلام دوستت دارم را

در ميان نگاه هاي گهگاه مان جستجو نميکرديم...............

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 15:35  توسط علی و غزل  |